قبل از ورود به اصل مبحث لازم میدانم که اشتباهی که در نوشته قبل مرتکب شدم را اصلاح کنم. در آن نوشته من از آقای پناهیان (سخنران معروف) مطلبی را نقل کردم به این مضمون که در زمان ظهور 4000 مجتهد علیه امام زمان قیام میکنند. هرچند در همانجا نسبت به صحت عدد ذکر شده ابراز تردید کردم اما مسئله این است که این صحبت را ایشان نگفتهاند، بلکه در خبر مذکور شخصی کامنت گذاشته و این مطلب را مطرح کرده است و خود نیز شگفت زده شدم وقتی دیدم این دو موضوع را (احتمالا بر اساس ذهنیتهای خودم) به هم پیوند زدهام. در هر حال امیدوارم که به این ترتیب اشتباه به وجود آمده اصلاح گردد. اما آنچه باعث شد متوجه این اتفاق شوم، جست و جوی من درباره منبع روایی این سخنان (که حداقل بین افراد مذهبی زیاد نقل می گردد) بود، چرا که قصد داشتم نوشته بعدی خود را (همین نوشته) مستند به آن کنم. جدای از روشن شدن آن روایت ناصوابی که به آقای پناهیان نسبت داده بودم، این کار برکات زیادی برایم داشت که سعی میکنم در بخشی از این نوشته آنها را بیان کنم.
****
در محافل مذهبی روایتی را بسیار شنیده بودم، که بر اساس آن در زمان ظهور اصل این مخالفتها با امام زمان از جانب علمای دین خواهد بود. این نقل قولها آنقدر شایع بود که گاه به عنوان نوعی شوخی و مزاح نیز مطرح میشد. مثلا دوستی گردن دوست دیگری را میبوسید و میگفت میبوسم چون محل برخورد شمشیر امام زمان است! ظاهرا این شوخی در زمان جبهه خیلی مرسوم بوده است. کنایه از این که: درست است که به ظاهر خیلی آدم معتقدی هستی اما امام زمان گردن تو را خواهد زد! زمانی هم یکی از مشاوران احمدینژاد مطلبی را در این خصوص گفته بود که سر و صدای زیادی به پا شده بود، اتفاقی که علت بروز آن قابل فهم است! یک نمونه از اظهار نظرهای غیر مستند که به نظر میآید حالت یک کلاغ چهل کلاغ پیدا کرده است و شخصا بسیار با آن برخورد داشتهام نیز همان است که در اثر خواندن آن من نیز به اشتباه افتادم. این اظهار نظر را عینا در زیر میآورم تا بعد که اصل روایات را میآورم بیشتر با این خطای ذهنی برخی افراد (که معترفم خود من نیز گاه در آن گرفتار میشوم) آشنا شویم.
«روایت است که در زمان ظهور حضرت مهدی عج تعالی فرجه 4000 مجتهد که تعدادی هم اکنون موجود است حکم قتل امام زمان را صادر میکنند.»
و جالب آن است که نویسنده موضوع را به وقایع سیاسی روز ایران نیز وصل کرده است.
از آنجا که قصد داشتم متنی مستند درباره الگوهای انکارگری بنویسم، به دنبال منبع این روایات در نت و همچنین در نرم افزار کامپیوتری جامعالاحادیث (تولید مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نور) گشتم*، تا اصل حدیث یا احادیث را بیابم. نکته مهم این که این گونه روایات در کتب چهار گانه حدیث (مراجع معتبر شیعی) نیامدهاند و بنابراین (احتمالا) از نظر روایی دچار درصدی از ابهام (درباره میزان صحت حدیث) میگردند که جوابگویی به این ابهام کار متخصصان حدیث بوده و از عهده کسی مثل من خارج است. من در زیر بخشی از نوشتهای با محتوای تایید این گونه روایات و تفسیر آن را آوردهام. همچنین لینک متنی با محتوای غالب تشکیک در اصل روایات است را نیز به جهت کامل تر شدن مبحث ارائه میکنم.
نوشته اول در سایتهای مختلفی مثل تبیان (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)، «حوزه نت» وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (لینک ظاهرا اشکال دارد و باعث هنگ کردن کامپیوتر میشود)، راسخون وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی و چند سایت دیگر ارائه شده و اینطور که در سایت راسخون نوشته شده است، کاری از جمعی از نویسندگان مجله حوزه میباشد. بخشی از این نوشته را که مرتبط با مبحث انکارگری توسط منجمدان فکری و متعصبان نادان است در زیر آوردهام. متن حاوی انبوهی از اشکالات ویراستاری تایپی بود که آنها را برطرف کردهام، اما کلمات و جملات را هیچ گونه تغییری ندادهام. چون بخشی از کل متن را منتشر میکنم، شماره منابع و مراجع که در اصل متن وجود دارند را حذف کردهام که در صورت نیاز با استفاده از لینکهای فوق میتوانید به آنها دسترسی داشته باشید. این متن به نظر من متن بسیار جالبی است و نوشته بعدی من که باز درباره الگوهای انکارگری خواهد بود، درواقع باز کردن مفاهیمی خواهد بود که در این متن آمده است.
متن را با هم بخوانیم:
2. جمود انديشان :
از بامداد اسلام ، ظاهر گرايان از مهم ترين موانع احياى دين و تحولات اجتماعى بوده اند، كسانى كه به باطن و روح و هدف دين توجه نكرده و افق دركشان فراتر از پوست و قالب را نمىنگرد. دور بودن از واقعيتهاى عينى، آنان را كوتهبين كرده و به خود محورى دچار. محدود بودن دركشان نسبت به دين، موجب مىشود كه در زمانهاى حساس، تكليف را نشاسند و به رويارويى پيامبر و امامان كشانده شوند.
در جريان نزول آيه روزه و نماز مسافر، پيامبر در سفر، دستورافطار دادند و خود روزه گشودند، ولى گروهى كه به خيال مقدس مآبانه خود، هر سختى ثواب دارد، به روزه ادامه دادند. پيامبر با آنان برخورد كرد و بديشان لقب گناهكار داد.
وجود پيامبر و مخالفت صريح با اين گروه، به آنان عرصه ميداندارى نمىداد. پس از پيامبر، تفكر قشرى و ظاهربينى در لواى حراست از سنت و جماعت، در ميان مردم رايج شد و رود نحلههاى گوناگون فكرى به فرهنگ اسلامى، بويژه در دوران غيبت، آن را تشديد كرد. فرقههاى گوناگون در عالم اسلام پيدا شد. ارباب مذاهب و فرق، به اسلام به عنوان دينى جامع و حيات بخش توجه نكردند و با يكسونگرى به برخى از جوانب دين، زمينه ناتوانى ساير اجزاء آن را فراهم كردند.
عالم تشيع نيز، از اين خوان بى نصيب نماند. غيبت امام و دور كردن شيعه از عرصه سياست و اجتماع ، سبب شد كه حركت اجتهاد بيشتر در حل مسائل فردى متمركز شود و دستورات اسلام به عنوان يك سيستم اجتماعى و اقتصادى و ... كمتر در كار تحقيق و تدريس قرار گيرد.
سايه انداختن تفكر اخبارىگرى بر افكار گروهى از علما مساله را تشديد كرد و سبب شد كه نوعى جمود و گذشتهگرايى در محافل علمى شيعه رسوخ كند. و مراكز فرهنگى آن، بويژه در سدههاى اخير، در برخورد با مسائل نو ظهور كمتر واكنش مثبت نشان دهند. ريشه معارضه برخى از متدينين در برابر انديشههاى ناب امام امت را بايد در گذشتهگرايى و يكسونگرى در مسائل اسلام، جست و جو كرد.
به هنگام ظهور امام، تحجر در انديشهها و رفتار اجتماعى، نه تنها از ميان نرفته كه در لفافههاى نو ظهور جلوههاى ديگر مىيابد.
امام، احياگر دين است در همه مسائل فكرى و كاربردى اسلام، به دگرگونيهاى وسيعى دست مىزند و دستوراتى را كه در طى روزگاران دراز، بر توده مردم پنهان مانده و مردم ناشيانه به آن عمل مىكنند، آشكار مىسازد.
حضرت، براى ايجاد عدالت عمومی، اموال نامشروع را مصادره مىكند، قطايع و زمينهايى كه حكومتها به ناروا به افراد واگذار كردهاند، به بيت المال بر مىگرداند. دست حرامخواران را از اموال عمومى كوتاه مىكند و نقبهاى نامريى به بيتالمال را مسدود مىكند.
در اجراى عدالت، تا آنجا پيش مىرود كه راه را بر افرادى كه به زيارت مستحبى خانه خدا مىروند بسته و حج واجب را در اولويت قرار مىدهد.
شيوه حرمسازى و مسجد نمايى را نمىپسندد و مساجد را از تزئينات غير ضرورى پاك مىسازد. در حرم پيامبر و مسجدالحرام تغييرات مهمى را به اجراء مىگذارد. در قضاوت، شيوه داودى را پيش مىگيرد و با معيارها و موازين نوينى كه در اختيار دارد، كشف حقيقت مىكند و تنها به شيوه قضايى گذشته، يعنى بينه و سوگند اكتفا نمىكند.
در تفسير قرآن، اسرار پنهانى و رموزى كه بر مردم پنهان مانده را آشكار ساخته و درهاى حكمت و معرفت را بر مردم مىگشايد. تاويل قرآن و مصاديق بارز و پنهان آيات آن را بر مردم آشكار مىسازد.
امام زمان، احكامى كه پيامبر و امامان پيشين، به سبب نبودن شرايط، نتوانسته اند اجرا كنند، جارى مىكند و اسلام را با همه شرايط و ويژگيها، در جهان حاكم مىسازد.
تحولات مهم فرهنگى و اجتماعى و سيره امام در حكومت و قضاوت، با ذهنيتى كه مردم از دين دارند و تحجر انديشان القا كردهاند، جديد جلوه مىكند و روش امام را با معتقدات خود بيگانه مىبينند.
اذا قام القائم استانف دعاء جديدا كما دعاء رسول الله.
امام، نه مشرع است و نه دين ساز، بلكه جديد بودن روش حضرت در ارتباط با شناخت واژگونه مردم آن دوره از دين است، كه كارهاى امام را جديد جلوه مى دهد، گويى دين جديد آورده است. گروهى كه با اسلام اصيل بيگانه بوده و تنها بر ظواهر گذشته جمود دارند. روش امام را با سيرت نياكان خود ناشناخته ديده، زبان به اعتراض مىگشايند و با سلاح مذهب، به مقابله امام مىشتابند.
گروهى كه از فهم بطون و معانى بلند قرآن عاجزند، به ظواهر قرآن، عليه امام استشهاد مىكنند و عدهاى با استدلال به سيرهاى از پيامبر كه در خيال دارند، به تحولات اجتماعى و اقتصادى امام انتقاد مىكنند.امام زمان، در بيرون كردن اين گروه از صحنه اجتماعى و افكار عمومى، پيش از جدش پيامبر به زحمت مىافتد. پيامبر، با كافران بى پرده ، رو به رو بود كه از اعلان دشمنى ابايى نداشتند و آشكار با اسلام و پيامبر مىجنگيدند. ولى اين دسته از معارضان مهدى، پينه بر پيشانى دارند و در ميان مردم، به زهد و ورع مشهورند و با سلاح دين، به جنگ امام مىروند. بى كمترين ترديد، به تير تكفيرش مىزنند و با ايجاد شايعه و جنگ روانى افكار عمومى را عليه او بسيج مىكنند.
امام صادق علیه السلام مىفرمايد:
ان قائمنا اذا قام استقبل من جهلة الناس مما استقبله رسول الله ص من جهال الجاهلية .
فقلت: و كيف ذاك .
قال: ان رسول الله ص اتى الناس و هم يعبدون الحجارة و الصخور والعيدان والخشب المنحوته و ان قائمنا اذا قام اتى الناس و كلهم يتاول عليه كتاب الله و يحتج عليه به. ثم قال: اما والله ليدخلن عليهم عدل جوف بيوتهم كما يدخل الحر والقر.
آزردگيهايى كه مهدى ما از سوى نادانان روزگار خود متحمل مىشود، بيش از زحماتى است كه به پيامبر از جاهلان زمان خود وارد شده .
گفتم: و چگونه ؟
فرمود: پيامبر در زمانى برانگيخته شد كه مردم سنگ و درخت و چوب مىپرستيدند. قائم، آن گاه كه قيام كند، مردم عليه او قران را تاويل مىكنند. به خدا سوگند، همانند سرما و گرما عدالت وارد سراهاى آنان خواهد شد.
در قضيهاى، امام در جمع مردم سخن مىگويد و حقايق را بر مردم آشكار مىسازد، گروهى از مردم كه تاب سخنان حضرت را نياورده عليه امام خروج مىكنند.
امام صادق علیه السلام مىفرمايد:
انه اول قائم يقوم منا اهل البيت يحدثكم بحديث لاتحتملونه فتخرجون عليه برميلة الدسكرة فتقاتلونه فيقاتلكم فيقتلكم.
در وقت ظهور قائم ما، برايتان سخنانى گويد كه تاب شنيدن آن را نداريد. عليه او در رميله شورش خواهيد كرد. او، با شما جنگيده و شما را نابود خواهد كرد.
خطاب امام به شيعيان، يحدثكم نشانگر آن است كه اين گروه، از مخالفان امام، از شيعيان هستند و همگى، به دست امام از ميان مى روند.
پایان متن انتخاب شده از سایت تبیان.
اما متن دوم که اتفاقا آن هم در تبیان وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده است، گرایش غالب نسبت به تشکیک در صحت روایات مذکور دارد. این متن را میتوانید در اینجا بخوانید. همانطور که عرض کردم اظهار نظر قاطع درباره میزان قابل اعتماد بودن این روایات در صلاحیت متخصصین امر است اما بدون تعارف بگویم که نمیتوانم از اصرار آمیخته به تعصب نویسنده یا نویسندگان متن برای وصل کردن علمایی که احتمالا با امام زمان مخالفت خواهند کرد به علمای اهل تسنن و یا وهابیون و فرق گمراه دیگر (آنطور که در انتهای متن آمده) به راحتی عبور کنم.
برای کاملتر شدن بحث، اگر خوانندگان این نوشته، چه در تایید و چه در تشکیک روایات مذکور مطالب مستندی در اختیار دارند، سپاسگزار خواهم بود اگر معرفی نمایند.
مبحث الگوهای انکارگری را به خواست خدا ادامه خواهم داد.
پاورقی:
* به عنوان یک مهندس، که تجربه قابل توجهی در کار کردن با نرم افزارهای مختلف مهندسی و غیر مهندسی ایرانی و خارجی دارم، لازم میدانم مقداری درباره اهمیت و ارزش نرمافزارهای تولیدی «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نور» بنویسم. به نظر من این نرم افزارها به لحاظ فنی (امکانات مالتی مدیا، تحقیق، جستجو و ...) یکی از سطح بالاترین نرمافزارها در سطح ایران هستند. به لحاظ محتوایی که اصلا ارزش کار را قابل بیان نمیدانم. بسیاری از اوقات زمانی که با این نرمافزارها کار میکنم یاد صحبت جالب دوست عزیزی میافتم که تحصیلات حوزوی دارد و شخصیتا هم اهل تحقیق است. او میگفت که در دوران طلبگی زمانی که ناچار میشد به دلایل تحقیقی دنبال مراجع مکتوب بگردد، یک گونی برمیداشت و کتاب میخرید و توی آن میریخت! و ناچار بود این همه کتاب را به این سنگینی روی کول خود بگذارد و تا خانه بیاورد. بعد برای تحقیق مجبور بود که این همه کتاب را حداقل ورق بزند و یا کامل بخواند و نت برداری کند. زمانی که این خاطره را تعریف میکرد سرش را هم با حالتی از حسرت تکان میداد و غبطه زمان حال را میخورد که مثلا شما با چیزی حدود بیست سی هزار تومان، میتوانید یک کتابخانه کامل مراجع علمی اعتقادی را داشته باشی و از آن مهمتر، به راحتی سرچ کنی و مطلب استخراج کنی.
جالب آن است که قبل از آن که فرقه! بشویم، موجی از اشتیاق برای تهیه این نرم افزارها در بین دوستان الیاسین افتاده بود. آنقدر مشتری این نرم افزارها زیاد شده بود که حداقل یکی از دوستان اصلا مسئول ارتباط با این موسسه شده بود و آنها را برایمان با تخفیف تهیه میکرد. شخصا کسانی را میدیدم که با اشتیاق در بین تفاسیر قرآن (در همین نرم افزارها) میچرخیدند و کار تحقیقی میکردند، حال آن که اگر مثلا یک منجمد ذهنی (چیزی چون خدایگان آنها در اداره ادیان) اگر این شخص را میدید اصلا از بیخ و بن ممکن بود او را بنکل منحرف بداند! معلوم نیست کسی که اینهمه تناقض! در تعالیم او و آیات و روایات و ... وجود دارد و از سوی دیگر اینهمه ترفند و حقه! برای حفظ کردن مریدانش بلد بوده است، به چه دلیلی ممکن است اینچنین موجی از خواندن اینگونه موارد در بین هوادارانش ایجاد کرده باشد. این کاری است که فرقهها نمیکنند، فرقهها آدمهایی چشم و گوش بسته میخواهند تا تصور کنند که هر چه خودشان میگویند صحیح است و مابقی در خطا هستند، شبیه چیزی که بر نظام رسانهای ایران حاکم است. البته در تحلیل جالبی اداره ادیان و فرق میگوید رواج این تحقیقات، یکی از حقههای پیمان بوده است تا به مسئولین بگوید ما به دنبال قرآن هستیم. البته این هم حرفی است!